تبليغاتX
سفر
عزیز دلم سلام رفیقتو دیدی همون که میرفتی پیشش وباهاش درد دل میکردی

جواد عزیز هم به تو پیوست انهم مثل تو حافظ قران بود انهم مثل تو غریب بود دیدارتان مبارک

داغ جواد هم به داغ شما افزوده شد

خدایا تاکی درسوک عزیزان اشک بریزیم

جواد هم مثل تو نابغه بود مهربان بود وازهمه مهمتر غریب

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 2:17  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 

حسینم میدونم امشب شب تولدته  این جهارمین سالگرد تولدته که سرمزارت برگزارمیکنم مطمئنم خودتم هستی اما یه گوشهای نشستی تانبینمت ای بی معرفت نمیخوای هدیتو تحویل بگیری  باشه مان وظیفمه برات هدیهد تولد بیارم امسال هم مثل سالای قبل مثل همیشه باید به سکوتت عادت کنم   فردا میام سرخاکت تا تولدتو تبریک بگم میدونم خودتم هستی شک ندارم مادرتم هست خوش به حال مادرت که کنارته مادرجانم که مثل همیشه میاد میدونی که این پیرزن چی میکشه همه لحظاتش تویی   

یادته سال ۸۵ برای تولدت یه تابلو بهت دادم گه توش نوشته بودم

تمام زندگیم مال حسینه                           دلم همواره دنبال حسینه

انگار این آخرین سالی شد که باحضور تو تولدتو گرفتیم  من تا زنده ام همه ساله برات تولد میگیرم توهم باید بیای میدونم میای

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 23:51  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
چهار سال از فراق عزیزان گذشت  ۵شنبه ۲۵ آذر ساعت ۲:۳۰ الی ۴ بعد از ظهر برمزازپاکشان  قطعه ۵۷ ردیف ۷۴ شماره ۸ گرد هم می آییم در فراقشان به سوگ می نشینیم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 16:58  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 

نبود باور من

عروب آشنایی     

من و تو و جدایی

امان از این جدایی

حسین من کجایی

دل من بی قرار است

زداغت سوگوار است

بدون تو همیشه

بهارم بی بهار است

حسینم ۲۳ آذر نزدیکه پاییز برام خیلی غم انگیزه 

آخه عزیزم پاییز یاد آور پاییز زندگی تو ومادرته

وقتی پاییز میشه  مخصوصا ماه آذر عیزم نفسم می گیره خیلی دلم میخواد بیام پیشت دیگه تحمل دوری تو ندارم   با این حال میگم اینهم امتحانه میگم الهی راضیم برضایت

ثواب صبر براین مصیبت عظمی مال عزیزانم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 14:1  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
رمزعدد ۲۳ کنار نام عزیزم  یعنی ۲۳ سالش بود

دوره ۲۳ دبیرستان مفید بود و ۲۳ آذر ۱۳۸۶ غروب کرد ورفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 13:54  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
شب هشتم متعلق است به علی اکبر حسین

حسین جانم مولای من

چه کسی می تواند عمق دردت را هنگامی که بر بالیت جوانت حاضر شدی می تواند لمس کند

 آنگاه که بسوی جوانت روان شدی و باهمه وجودت ناله سردادی ولدی علی

 

آکگاه که صورت برصورت جوانت نهادی و همه فکر کردند تمام کرده ای

اگر بگویم باهمه ی وجودم لحظه به لحظه را نه باور که باهمه دی وجودم حس میکنم

ای قامتت هبوط بهشت پدر علی

وی روح و جان من قدمی پیش  تر علی

ای روی و خوی و صوت تو آیینه رسول

باخنده می روی به کدامین سفر علی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 3:8  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
گفتمش دل میخری.....؟

پرسید:چند......؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند...

خنده کرد و دل زدستانم ربود...

تا بخود باز آمدم او رفته بود....

دل زدستش روی خاک افتاده بود....

جای پایش روی دل جامانده بود..... 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 3:15  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
سلام حسین میدونی امشب تولدته ۱۹ دی این چهارمین حشن تولر که بی حضورت برمزارت برگزار میکنم سال ۸۵ یادش بخیر جشن تولدت که اخرینش هم بود با سادگی تمام تو خونه مادرجان برگزار شد

سال ۸۶ یکماه قبل از جشن تولدت پرگشیدی از ان به بعد رومزارت روز تولد میگیرمو شبش هم مثل امشب در سکوت و بی حضورت میدونم که اینجایی پس تولدت مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 0:12  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
خدایا وقتی بمن بخشیدی نفهمیدم چه نعمت بزرگی را بمن عنایت فرمودی

 وقتی  ازمن گرفتی تازه فهمیدم که لیاقت داشتنش را نداشتم

امروز مصادف با سالگرد آرمیدن عزیزانم در خانه ابدیشان میباشد

خدایا تمام وجودم را در دل خاک پنهان کردم

همه وجودم  ازمن جدا شد

قلبم از سینه ام کنده شده  خدایا مرحمی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 11:46  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  | 
سه سال از غروب خورشید وجودم میگذرد .

قسم به جامه ی پاکی که از مهرتان به تن دارم

فراموشتا ن نخواهم کرد تا جان به تن دارم

هرسال که نه هرلحظه دلتنگی هایم بیشتر می شود

صحنه سرای دیده  بشستم ولی چه سود

کاین گوشه نیست درخور خیل وخیالتان

ماه آذر چنان آذرده حالم میکند که قابل وصف نیست  

سه سال است که با آمدن محرم  روضه ی علی اکبر را باهمه ی وجودم  حس میکنم

حال امام را در غم فراق جوانش وجدان میکنم

خدایا تاکی قرار است در فراق عزیزاتم بسوزم ؟

کی قراراست به دیدارشان نایل شوم؟

حسینم جقدر دلتنگتان هستم

 سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی

روز جمعه ۲۶/۹/۸۹ ساعت ۵/۲ بعدازظهر  برمزارتان  سالروز مرگتان را به عزامی نشینیم 

قطعه ۵۷ ردیف ۷۴ شماره ۸

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 14:51  توسط زنده ياد مهندس كربلايي حسين متولي الموتي  |